بیانات دکتر ممتاز در خصوص دکترین مسئولیت حمایت

چندی پیش جلسه دفاع پایان نامه خانم عرب اسدی با عنوان "مسئولیت حمایت در چارچوب امنیت جمعی" در دانشکده حقوق دانشگاه تهران با حضور استاد ممتاز، استاد رنجبریان و دکتر مومنی راد (به ترتیب به عنوان اساتید راهنما، مشاور و دارو) برگزار شد. استاد ممتاز که متاسفانه دیگر در دانشکده  حقوق تهران برای کارشناسی ارشد تدریس نخواهند داشت، ملاحظاتی مختصر در رابطه با دکترین مسئولیت حمایت، جدایی جبرانی و حق تعیین سرنوشت ملتها و ارتباط آنها با یکدیگر، بیان داشتند که در اختیار علاقمندان قرار داده می شود (ضمناً به علت اینکه بیانات ایشان همراه با ویرایش تنظیم شد، فایل صوتی مربوطه نیز قابل دریافت است).
ملاحظه اول 

حق آزادي ملتها در تعيين سرنوشت  به هيچ وجه ايجاد کننده ي حقي براي تشکيل دولت نيست. ایشان با بيان اينکه از طرفداران سرسخت تماميت ارضي هستند، مي گويند که با کساني که از اين نظريه طرفداری مي کنند که اصل آزادي ملتها در تعيين سرنوشت مي تواند به عنوان ابزاري براي تجزيه تماميت ارضي باشد، موافق نیستند و ابراز چنين نظريه اي مطمئنا به نفع کشور هايي مثل ايران نخواهد بود. کشورهاي بزرگ به دنبال اين تفسير هستند. حالا چرا مي گوييم  حق آزادي ملتها در تعيين سرنوشت به هيچ وجه ايجاد کننده ي حقي براي تشکيل دولت نيست؟ منشا اين اصل کجاست؟ اين اصل در کجاي منشور ملل متحد آمده است؟ آيا دربخش مربوط به سرزمين هاي غير خود مختار آمده است؟ آيا در بخش مربوط به سرزمينهاي تحت قيمومت است؟ خير، اگر اصل آزادي ملتها در تعيين سرنوشت در اين دو بخش قرار مي گرفت مي توانستيم اين استدلال را بپذیریم. پس در کدام بخش قرار گرفته است؟ در بخش مربوط به همکاري هاي بين دولت ها و مسايل مربوط به حقوق بشر قرارگرفته است. اين نشان مي دهد که اصل آزادی ملتها در تعيين سرنوشت فقط يک بعد داخلي دارد يعني ملتها آزادند نظام سياسي اقتصادي اجتماعي خود را خودشان انتخاب کنند. و اين بخش داخلي است که مدنظر است. ولي در آغاز دهه 60 ميلادي چون اراده بوجود آمده بود که به استعمار خاتمه بدهند و دنبال يک ابزار حقوقي بودند، از اين اصل آزادی ملتها در تعيين سرنوشت براي خاتمه بخشيدن به دوران استعمار استفاده کردند. حالا دو مورد ديگر راهم اضافه کرده اند: مورد اشغال بيگانه و رژيم هاي نژادپرست. مورد اشغال بيگانه را ديوان بين المللي دادگستري در نظر مشورتي خودش در مورد ديوار حايل در سال 2004 بيان کرد و مورد مربوط به رژيم هاي نژاد پرست را مجمع عمومي در قطعنامه هاي متعددي بيان کرده است. بنابراين حق آزادي ملتها در تعيين سرنوشت به هيچ وجه ايجاد کننده ي حقي براي تشکيل دولت جديد و تجزيه طلبي نيست. لااقل حقوقدان ايراني اين نظريه را دنبال مي کند.

نظريه مسئوليت حمايت، رقيب سرسختي دارد که همان نظريه جدايي درماني است. جدایی درمانی يعني اگر ما شاهد فجايعي مانند کوزوو، رواندا و يوگسلاوي باشيم، بهتراست برويم اتاق عمل جراحي بکنيم. به جاي اينکه حکومت مرکزي را بياييم قانع کنيم که شما رفتار درستي با اين اقوام داشته باشيد، آن قسمتي که دچار فجايع شده و محل استقرار قوم يا اقليتي است که دچارظلم و ستم حکومت مرکزي قرار گرفته است را بياييم از سرزمين جدا کنيم وعمل جراحي انجام بدهيم. اين نظريه اي است که متاسفانه نه تنها مورد قبول بعضي ازعلماست، بلکه مورد قبول بعضي از دولت ها هم قرار گرفته است. شما اگر به همين نظر مشورتي 2010 در مورد کوزوو نگاه بکنيد، می بینید که ديوان بين المللي دادگستري به نظريه مسئوليت حمايت اصلا توجهي نداشته است و به اين  نظريه جدايي درماني پرداخته است و صحبت از حق جدايي درماني مي کند و هيچ صحبتي از مداخله بشردوستانه و نظريه مسئو ليت حمايت نمي کند. جالب اينکه در تمام موارد کوزوو، چچن، رواندا و يوگسلاوي که محل وقوع اين فجايع انساني است به اين مساله جدايي درماني بيشتر توجه شده است. چرا که اين دولت هاي بزرگ هستند که اين طور مي خواهند. زیرا به نفع شان است که در بعضي موارد دولت های دیگر تجزيه بشوند. و تفاوتي که بين اين دو نظريه وجود دارد اين است که  درمورد مساله جدايي درماني بعضي از دولتها مانند روسيه در شوراي امنيت به صراحت به آن توجه کرده اند. نظريه مسئوليت  حمايت اصل تماميت ارضي را خدشه دار نمي کند. بر اساس این اصل بايد تمام کوشش مان در جهت خاتمه بخشيدن به فجايع باشد و اين را در قالب حفظ سرزمين انجام دهيم يعني تماميت ارضي را دست نزنيم.

ملاحظه دوم

ملاحظه دوم ایشان در مورد مسئوليتي است که در حقوق بين الملل در زمان جا افتادن اين نظريه مسئوليت  حمايت براي دولت هايي که به هر دليلي اقدام نمي کنند، به دنبال دارد. سوال اين است آيا دولتي که به مجوز يا دستور شوراي امنيت پاسخ ندهد يا اقدامي نکند آيا مي توانيم اين را به عنوان ترک فعل  تلقي بکنيم؟ يعني اين سکوت دولت مسئوليت زا خواهد بود يا مسئوليت زا نخواهد بود؟ ما از مسئوليت حمايت صحبت مي کنيم، ولي مسئوليت حمايت الان يک نظريه اي بيش نيست. اگراين جا افتاد آيا مسئوليتي را به دنبال خواهد داشت يا نه؟ طبيعي است در شرايط کنوني فقط دولت ها حق دارند که اقدام بکنند. شوراي امنيت هم در مواردي مثلا در مورد يوگسلاوي، رواندا و عراق احتمالا مجوز توسل به زور را صادر مي کند يعني دولت هايي که آمادگي همکاري دارند (اقدام کنند). اگر دوگانگي وجود دارد براي اين است که الزامي وجود ندارد. ولي ما به  آينده این وضعیت مي توانيم به اين صورت توجه داشته باشيم که در آينده ممکن است دولت ها تعهد الزام آور داشته باشند و مجبور بشوند با مجوز شوراي امنيت اقدام  بکنند.

(دانلود فایل صوتی)

با سپاس از آقایان اسلامی زاد و رنجبر

فراخوان مقاله: سی سال دیوان داوری دعاوی ایران و ایالات متحده


فراخوان مقاله: سی سال دیوان داوری دعاوی ایران و ایالات متحده

 

مرکز مطالعات عالی بین المللی دانشگاه تهران در نظر دارد در راستای فعالیت های علمی پژوهشی خود به مناسبت سی امین سالگرد تاسیس دیوان داوری ایران و ایالات متحده یک سمپوزیوم  بین المللی با عنوان"دیوان داوری دعاوی ایران و ایالات متحده در لاهه: سی سال داوری" را اسفند 1389 برگزار نماید. لذا از کلیه صاحبنظران،استادان،متخصصان و پژوهشگران دعوت می شود مقالات علمی خود را  به این سمپوزیوم ارسال نمایند.

 

مهلت ارسال چکیده مقاله: 15 آذر1389

مهلت ارسال اصل مقاله: 15 بهمن1389

زمان برگزاری: 15 اسفند 1389

پست الکترونیک: cgis@ut.ac.ir

 

محورهای سمپوزیوم

 

کلیه عناوین مربوط به دیوان پذیرفته می شود و محورهای ذیل به عنوان نمونه ذکر شده است.   

              

1. پیش زمینه های تشکیل دیوان داوری دعاوی ایران- ایالات متحده امریکا

2. ارزیابی بیانیه های الجزایر و بررسی منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در تدوین بیانیه ها           

3. ارزیابی عملکرد دولت های هلند و الجزایر در چارچوب بیانیه های الجزایر و قواعد دیوان             

4. مسئولیت بین المللی - بیانیه های الجزایر و دیوان داوری ایران-ایالات متحده                                             

5. سابقه تشکیل دیوان های داوری میان کشورها  و دیوان داوری ایران-ایالات متحده                         

6. صلاحیت - ضمانت اجراي احکام دیوان - رویه وعرف  های ایجاد شده ناشی از فعالیت دیوان          

7.  چالش داوران در دیوان - اصل بی طرفی  و بررسی مقام ناصب                            

8. بررسی ماهیت حقوقی دیوان داوری ایران-ایالات متحده

9. ادبیات حقوقی ایجاد شده توسط دیوان                                       

10. رویه دیوان درخصوص  پرداخت غرامت                         

11. بررسی رویه دیوان در دعاوی دارندگان تابعیت مضاعف                                               

12. سلب مالکیت و رویه دیوان در خصوص مصادره اموال وبررسی  دعاوی ایجاد شده ناشی از آن      

13. بررسی پروندهای نفتی و نظامی  در دیوان داوری دعاوی ایران-ایالات                    

14. مقایسه دیوان داوری دعاوی ایران-ایالات متحده با سایر دیوان های داوری                      

15. بررسی عملکرد و مواضع ایران و ایالات متحده در خصوص موارد زیر:   

  • ملی شدن
  • مرور زمان مسقط حق
  • غنی شدن بلا جهت  
  • قوه قاهره (فورس ماژور)   
  • اقدامات موقت            

16. بررسی همکاری و منازعه در پرونده های داوری ایران - ایالات متحده                    

17. بررسی دستاوردهای دیوان در روابط ایران و ایالات متحده                                         

18.مصادره غیر مستقیم در حقوق بین الملل و رویه دیوان داوری دعاوی ایران-ایالات متحده

19.بررسی ساز و کار پرداخت( حساب تضمینی ) در دیوان داوری دعاوی ایران- ایالات متحده             20. مروری بررویه دیوان در خصوص حل و فصل یک کاسه دعاوی- دعاوی کوچک و احکام صادر شده در موافقتنامه های دو جانبه                                                     

21.انتخاب محل داوری در قراردادهای بین المللی: عملکرد دیوان داوری ایران - ایالات متحده.

امکان دانلود رایگان مقالات مجله حقوق بین الملل میشیگان. سال های 2008 تا 2010

(Flash Get Downloader)

Volume 31. No 1, 2, 3 & 4

Between Starvation and Globalization: The Right to Food in India

Property Rights and the Demands of Transformation

Making Room for S.e.x.u.a.l Orientation and Gender Identity in International Human Rights Law: An Introduction to the Yogyakarta Principles

Gas Smells Awful: U.N. Forces, Riot Control Agents, and the Chemical Weapons Convention

The Inherent Jurisdiction of WTO Tribunals: The Select Application of Public International Law Required by the Judicial Function

The Use of Article 31(3)(C) of the VCLT in the Case Law of the ECtHR: An Effective Anti-Fragmentation Tool or a Selective Loophole for the Reinforcement of Humans Rights Teleology?

Fifth Colloquium on Challenges in International Refugee Law: The Michigan Guidelines on the Right to Work

The Michigan Guidelines on the Right to Work

Identity, Effectiveness, and Newness in Transjudicialism's Coming of Age

Balancing Judicial Cognizance and Caution: Whether Transnational Corporations Are Liable for Foreign Bribery Under the Alien Tort Statute

An Analysis of Article 28 of the United Nations Declaration on the Rights of Indigenous Peoples, and Proposals for Reform

The Use of Force Against States That Might Have Weapons of Mass Destruction

The Pace of International Criminal Justice

Prosecuting Torturers, Protecting "Child Molesters": Toward a Power Balance Model of Criminal Process for International Human Rights Law

The New International Law-Makers? Conferences of the Parties to Multilateral Environmental Agreements

برای مشاهده بقیه مقالات به ادامه مطلب مراجعه نمایید
ادامه نوشته

امکان دانلود رایگان مقالات مجله حقوق بین الملل میشیگان سال های 2004 تا 2008

(Flash Get Downloader)

Volume 28. No 1, 2, 3 & 4

The Yukos Money Laundering Case: A Never-Ending Story

The Unrecognized State in Foreign and International Courts: The Case of the Republic of China on Taiwan

What Is the Use of International Law? International Law as a 21st Century Guardian of Welfare

Criminal Conspiracy Law in Japan

Symposium on State Intelligence Gathering and International Law

Symposium on State Intelligence Gathering and International Law

Secrets and Lies: Intelligence Activities and the Rule of Law in Times of Crisis

State Intelligence Gathering: Conflict of Laws

The Unresolved Equation of Espionage and International Law

Counterintuitive: Intelligence Operations and International Law

What's International Law Got to Do with It? Transnational Law and the Intelligence Mission

Towards a Right to Privacy in Transnational Intelligence Networks

Individual and State Responsibility for Intelligence Gathering

Protection Elsewhere: The Legal Implications of Requiring Refugees to Seek Protection in Another State

Compensation for Property Under the European Convention on Human Rights

Averting Catastrophe: Why the Nuclear Nonproliferation Treaty is Losing its Deterrence Capacity

Impediments to Financial Development in the Banking Sector: A Comparison of the Impact of Federalism in the United States and Germany

Privatization and the Human Right to Water: Challenges for the New Century

Custody, Maintenance, and Succession: The Internalization of Women's and Children's Rights Under Customary Law in Africa

Take the Long Way Home: Sub-Federal Integration of Unratified and Non-Self-Executing Treaty Law

Transitional Justice in Times of Conflict: Colombia's Ley de Justicia y Paz

An Analysis of Potential Conflicts Between the Stockholm Convention and its Parties' WTO Obligations

Regional Projects Require Regional Planning: Human Rights Impacts Arising from Infrastructure Projects

برای مشاهده بقیه مقالات به ادامه مطلب مراجعه نمایید

ادامه نوشته

انتخاب خانم ژان دونوغو به عضویت دیوان بین المللی دادگستری

مجع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل متحد، در 10 سبتامبر 2010 در رأی گیری جداگانه خود، به ترتیب با اکثریت مطلق و به اتفاق آراء خانم ژان دونوغو ( Joan E. Donoghue) تبعه ایالات متحده آمریکا را به عنوان قاضی دیوان بین المللی دادگستری و به جانشینی قاضی مستعفی توماس بورگنتال انتخاب کردند (به نقل از پایگاه دیوان). قاضی بورگنتال در 6 دسامبر 2010 بازنشته گردید، بنابراین بر اساس ماده  15 اساسنامه دیوان مدت دوره تصدی قاضی دونوغو، باقی مانده دوری تصدی قاضی بورگنتال (تا سال 2015) خواهد بود. انتخاب قاضی دونوغو بار دیگر یاد آور تفاوت فاحش مفاد قانون و اجرای آن و حاکی از ماهیت مطلقاً سیاسی فرآیند عملی انتخاب قضات دیوان بین المللی دادگستری است، فرآیندی که چندین دهه قبل مانع از انتخاب  پروفسور "احمد متین دفتری" (از ایران) و پروفسور "شارل دو ویشر" حقوقدان برجسته بین المللی (از بلژیک) به عضویت دیوان گردید. از بیوگرافی قاضی دونوغو بر می آید که بر خلاف سایر قضات، وی بیش از تصدی در پست های آموزشی (صرفاً در سال های 2005 و 1991)، مشغول به پست های اجرایی بوده است . اندک بودن فعالیت های علمی ایشان به حدی است که در قسمت فعالیت های علمی وی، نقد کتاب (Book Review) نیز، البته فقط یک مورد، در زمره آثار علمی وی ذکر شده است، امری که در مورد هیچ کدام از قضات صادق نیست (بیوگرافی سایر قضات). بعلاوه تمامی اندک تالیفات وی (دو کتاب، سه مقاله  و یک مورد نقد کتاب) مربوط به اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 است. مورد دیگر ذکر آشنایی وی با برخی زبان های خارجی(فرانسوی، اسپانیولی و روسی) در بیوگرافی وی است، که تا اندازی با رویه متداول در بیوگرافی نویسی  قضات دیوان غریب می  نماید! معرفی خانم دونوغو از سوی گروه ملی ایالات متحده (که اعضا آن را مشاور فعلی و مشاوران سابق وزارت خارجه این کشور تشکیل می دهند) برای عضویت در دیوان، علیرغم فقدان رزومه متداول و شایسته برای یک قاضی دیوان بین المللی دادگستری، در حالی است که وی بر حقوقدانان برجسته ای همانند پروفسور مایکل رَیزمن، کِن اندرسون، آنه ماری سلاتر، دیوید شِفر، جان پائولسون، پروفسور کوهِن، لوسی رید، دیوید کارون و بسیاری دیگر، ترجیح داده می شود. با اینحال این انتقاد صرفاً متوجه انتخاب قضات آمریکایی نیست، بلکه برخی دیگر کشورها نیز ترجیح می دهند شخصی به عنوان قاضی به دیوان معرفی شود که بهتر بتواند در راستای منافع آنها فعالیت کند، و شاید اگرچه شایستگی علمی برای تصدی چنین پست خطیری را نداشته باشد.

امکان مشاهده آنلاین جلسات رسیدگی به رأی مشورتی شعبه بستر دریا

در تاریخ 5 مارس 2010 دولت نائورو از شورای مقام بین المللی اعماق دریا، تقاضا کرد تا برای اولین بار پس از تشکیل مقام، از شعبه اختلافات بستر دریاها (شعبه فرعی دیوان بین المللی حقوق دریاها و صالح برای ارائه نظر مشورتی) در مورد فصل یازدهم کنوانسیون حقوق دریاها درخواست نظر مشورتی کند. بر اساس  ماده 191کنوانسیون حقوق دریاها، هریک از مجمع و شورای مقام صلاحیت درخواست نظر مشورتی از شعبه اختلافات بستر دریاها را دارند. منشاء درخواست نائورو به لزوم شفاف سازی در مورد "محدوده و شمول تعهدات دولت حامی شرکت های خصوصی که در منطقه فعالیت می کنند"، بر می گردد. نائورو در ابتدا حمایت خود را از یک شرکت خصوصی که در منطقه اعماق دریا اقدام به اکتشاف معدنی می کرد، اعلام نمود، لکن بعداً بنا به دلایلی از جمله عدم شفافیت در تعهداتی که کنوانسیون بر دولت حامی تحمیل می کند، حمایت خود را از شرکت مزبور پس گرفت. بر اساس  ماده 139 کنوانسیون حقوق دریاها تمام شرکت های خصوصی که خواهان فعالیت معدنی در منطقه بین المللی اعماق دریا هستند، باید توسط یک دولت عضو کنوانسیون حمایت شوند. بر اساس ضمیمه سوم کنوانسیون 1982 (ماده 4، بند 4) دولت حامی متعهد است که در نظام حقوقی داخلی خود تضمین نماید پیمانکار مورد حمایت، تعهدات خود را بر اساس شرایط قرارداد و به موجب کنوانسیون انجام خواهد داد. با اینحال دولت حامی در صورتی که قوانین و مقررات و تدابیر اداری "لازم و مناسب" را اتخاذ کرده باشد، نسبت به خسارات ناشی از قصور شرکت مورد حمایت مسئولیت ندارد.

چالش پیش روی دولت نائورو این است که دولت ها برای ایفاء تعهد فوق، "چه اقداماتی" را باید انجام دهند؟ آیا دولت حامی باید در قانون داخلی خود مکانیسم هایی را در مورد "مسئولیت شرکت مورد حمایت" اتخاذ کند یا صرف قانونگذاری ساده برای اجابت تعهد مقرر درکنوانسیون کفایت می کند؟ بعلاوه آیا دولت حامی وظیفه دارد که بر عملیات شرکت مورد حمایت در منطقه نیز نظارت داشته باشد؟

در پاسخ به درخواست نائورو، شوراي مقام طي قطعنامه ISBA/16/C/13 تصمیم به درخواست نظریه مشورتی از شعبه بستر دريا گرفت. تقاضای نظر مشورتی مشتمل بر سئوالات ذیل است:

"بر اساس مقررات کنوانسیون حقوق دریاها، بویژه فصل 11 و موافقت نامه 1994 نیویورک راجع به اجرای فصل 11 کنوانسیون، مسئولیت ها و تعهدات حقوقی دولت های عضو کنوانسیون در خصوص حمایت از عملیات در منطقه چیست؟

 "محدوده مسئولیت دولت عضو در رابطه با تخلف شرکت مورد حمایت از مقررات کنوانسیون، بویژه فصل 11 و موافقت نامه 1994، چیست؟

  "اقدامات ضروری و مناسب که دولت حامی باید جهت ایفای تعهدات خود بر اساس کنوانسیون، بویژه ماده 139 و ضمیمه سوم و موافقت نامه 1994 اتخاذ کند، چیست؟"

در پاسخ به فراخوان شعبه بستر دریا برای ارائه لوایح کتبی از دولت های عضو مقام و مقام بین المللی اعماق دریا و سازمان های بین الدولی که به عنوان ناظر در مجمع مقام حضور دارند، نه دولت عضو و سه سازمان بین الدولی نظرات کتبی خود را در این باره به شعبه اعلام کردند. جلسات استماع اظهارات شفاهی دول عضو و سازمان های مربوطه در روزهای 14 سبتامبر، ساعت 15 به وقت هامبورگ (سه شنبه، 26 شهریور، ساعت 17:30 به وقت تهران)، 15 سبتامبر ساعت 10:00 به وقت محلی (چهارشنبه، 27 شهریور، ساعت 12:30 به وقت تهران) و 16 سبتامبر ساعت 10:00 به وقت محلی (پنج شنبه، 28 شهریور، ساعت 12:30 به وقت تهران) برگزار خواهد شد. علاقمندان می توانند جلسات استماع اظهارات شفاهی را به طور آنلاین در این آدرس مشاهده کنند و در اینجا نیز می توانید به آرشیو ویدئویی جلسات استماع دیوان دسترسی داشته باشید.

منبع: پایگاه دیوان حقوق دریاها

 

دیوان جنایات بین المللی بنگلادش

دولت بنگلادش  اخیراً محکمه ای را تحت عنوان دیوان جرایم بین المللی بنگلادش ایجاد کرده است که عهده دار وظیفه رسیدگی به اتهامات و تعقیب اشخاص مرتکب جنایات بین المللی ادعایی ارتکابی در جنگ استقلال این کشور در سال 1971 با پاکستان است. جنگ یاد شده با اعدام گسترده طرفداران استقلال و کشتار غیر نظامیان، تجاوز به حدود 200 هزار زن و دختر بنگالی، بیش از 20 هزار مورد بارداری اجباری و همچنین برداری داری جنسی از سوی نظامیان پاکستانی با مشارکت برخی گروه های بنگلادشی همراه بود. در نهایت مداخله نظامی دولت هند به آن پایان داد و بنگلادش به استقلال رسید. هدف اصلی از تصویب قانون فوق محاکمه برخی از اتباع بنگلادش است که در جنگ 1971 به همراه نظامیان پاکستانی مرتکب جنایات بین المللی شده اند، نه نظامیان پاکستانی که مرتکبین اصلی جنایات ارتکابی هستند. و هم اکنون پنج تن از رهبران گروه جماعت اسلامی (گروه نظامی مساعدت کننده نظامیان پاکستانی) از متهمان اصلی جنایات ارتکابی می باشند. دولت بنگلادش مدعی است در جنگ مزبور علاوه بر وقوع جرایم جنگی و جرایم علیه بشریت، جرم نسل کشی نیز به وقوع پیوسته است. کمیسیون بین المللی حقیقت یاب راجع به جرایم ارتکابی در جنگ 1971 اعلام کرد به موجب حقوق بین الملل از بین بردن یک گروه "سیاسی" (طرفداران استقلال) ژنوساید محسوب نمی شود، اما کشتار جمعیت هندو در بدو امر حکایت از وقوع جرم نسل کشی دارد.

علیرغم عنوان آن، این دادگاه بر خلاف دیوان کیفری ویژه برای یوگسلاوی سابق و  دیوان کیفری ویژه رواندا که دارای ماهیتی بین المللی هستند، محکمه ای غیر بین المللی محسوب می شود، اگر چه صلاحیت رسیدگی به ارتکاب جرایم بین المللی را دارد و با همکاری سازمان ملل تاسیس گردیده است، اما هیچ موافقت نامه رسمی بین سازمان و بنگلادش در این زمینه منعقد نشده است و بعلاوه قضات این دادگاه همگی دارای تابعیت بنگلادش هستند. علیرغم اینکه تشکیل این دادگاه پاسخی به بی کیفری اشخاص مسئول جرایم جنگی و دیگر جرایم بین المللی ادعایی در طول جنگ استقلال است و به نوبه خود در خور تحسین است، با اینحال قانون جرایم بین المللی این کشور (اصلاحی 2009) که ایجاد کننده این داداگاه است، با انتقادهایی مواجه است. قانون مزبور علاوه بر اینکه در برخی موارد اصلاحاتی را بر قانون اساسی این کشور، به عنوان قانون برتر، وارد کرده است، با برخی از مقررات حقوق بین الملل نیز مغایرت دارد.

بر اساس قانون مزبور شخصی که به جرایم نسل کشی، جنایت علیه بشریت، جرایم جنگی و دیگر جرایم بین المللی متهم شده است، نمی تواند نمی تواند ادعای مغایرت مفاد قانون جرایم بین المللی را با برخی حقوق شناخته شده برای متهمین در قانون اساسی این کشور، از جمله حق محاکمه عادلانه و داشتن تضمین قضایی مناسب، کند. از سوی دیگر قانون مزبور با برخی تعهدات بین المللی بنگلادش مغایر است. بر اساس حقوق بین الملل تعریف جنایت علیه بشریت عبارت است از حمله "گسترده یا برنامه ریزی شده" علیه جمعیت غیر نظامی. حال آنکه قانون جرایم بین المللی فاقد شرط "گسترده و برنامه ریزی شده" است. بعلاوه قانون یاد شده نقض هر یک از صدها مقرره بشردوستانه را قابل تعقیب به عنوان جرم جنگی می داند، در حالی که کنوانسیون های 1949 ژنو که بر مخاصمه 1971 حاکم بودند، صرفاً "نقض شدید" مفادشان را جرم جنگی تلقی می کنند. به عبارت دیگر بر اساس قانون جرایم بین المللی نقض مقررات بشردوستانه مندرج در پروتکل های الحاقی 1977 که پس از جنگ تصویب شدند، نیز قابل تعقیب است. این بر خلاف اصل قانونی بودن جرم است زیرا بر اساس این اصل، نمی توان شخصی را به اتهام انجام اعمالی که در زمان وقوع آنهاجرم نبوده اند، محاکمه کرد. بعلاوه کنوانسیون های ژنو که نقض شدید مفادشان را جرم جنگی تلقی می کنند، صرفاً در مورد مخاصمه بین المللی جریان دارند. در این حالت باید اثبات کرد که مخاصمه 1971 مخاصمه ای با ماهیت بین المللی بوده است، اگرچه مسلم است با ورود هند به مخاصمه، این خصیصه حاصل شده است، اما نسبت به مراحل ابتدایی جنگ که بیشتر جنایات در آن مراحل صورت گرفته، در صورت عدم اثبات خصیصه بین المللی مخاصمه، صرفاً ماده 3 مشترک کنوانسیون ها حاکم خواهد بود.

به نقل از Crimes of War، Spreading Jame،

PhD Studies of HR، ICLB

مشاهده وبلاگ اختصاصی این موضوع